وظایف منتظران حضرت مهدی
نهان زیستی امام زمان هرگز به معنای وانهادگی تمام انسان ها نیست , تعطیل گشتن احکام و تکالیف الهی , و بی رهبر و پیشوا ماندن شیعیان نیست .
امام در غیبت هم آثار وجودی فراوانی در نظام تکوین و تشریع دارد .
امام غایب چنان خورشیدی است که در پس پرده ابر مانده باشد(کمال الدین .شیخ صدوق))فیض وجود او سبب استقرار زمین و استمرار زمینیان گشته .
((اگر زمین حتی یک لحظه از حجت خدا
خالی بماند اهلش را در خود فرو میبرد)) - امام علی ((ع))
((من موجب امنیت اهل زمین هستم ,
همچنان که ستارگان موجب امنیت اهل آسمانند)) - امام زمان((عج))

آثار هدایت و جلوه عنایت امام زمان ((عج)) در همه جای زمین پیداست .
بارش باران نزول رحمت الهی , رویش گیاهان و پیدایش نعمت های فراوان طلوع و غروب خورشید و انتظام روز ماه و سال گردش زمین و استقرار آسمان و بقای افلاک همه و همه به برکت وجود اوست
با چنین باور داشتی آنان که در دوران غیبت حضرت مهدی به سر میبرند و از تابش مستقیم نور جمال او بر ساحت زندگی فردی و اجتماعی خویش محرومند نه تنها تکالیفی که در زمان حضور هر یک از امامان بر دوش همگان بوده ,بلکه وظایف ویژه ای نیز بر عهده دارند در این وبلاگ برآنیم تا برخی از مهمترین این تکالیف را به گونه ای اجمالی (گاهی مو شکافانه تر) بر شماریم باشد تا تذکری به شمار آید و ارادتی را برانگیزد و حس مسئولیتی را تقویت کند
شما با نقل کردن این تکالیف یاری گر ما در یاری امام زمانمان باشید
هر بار به بررسی یکی از این تکالیف خواهیم نشست .
1-شناخت امام زمان :
امام زمان و ویژگی های او را دوباره باید شناخت
امامت ونقش اورا دیگر باره با دیدی عمیق تر و در گستره ای وسیع تر باید بررسی کرد .
راستی چرا عدم شناخت امام زمان همپای شرک و جاهلیت و تکذیب او همردیف کفر و بی ایمانی است ؟!؟!
کسی که بمیرد و امام زمانش را
نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است - ((رسول اکرم (ص)))
کسی که مهدی را تکذیب کند کافر است - ((امام علی(ع)))
خدایا حجت خویش را به من بشناسان
که اگر حجت خویس را به من نشناسانی ,
از دینم گمراه خواهم شد - (اصول کافی جلد 1)
آیا غیر از این است که جز با شناخت امام عصر راه هدایت را نمی
توان شناخت و جز با معرفت او به معرفت دینی نمی
توان دست یافت ؟
به یقین شناخت امام عصر که کلید همه معارف وحی است با یادگیری نامها و القاب وتاریخ ولادت و غیبت او حاصل نمیشود
باید در حکمت نام ها و نشانهای او اندیشه کرد
با ید در شگفتی های ولادت و حیات او اندیشه کرد
باید غیبت پر رمز و راز او را به بررسی نشست و عوامل و لوازم آن را با نگاهی مسئولانه جستجوکرد
باید در کلمات و فرمایشات امام دقت کرد باید در نامه ها و فرامین او تدبر نمود
باید آنچه را که سبب خوشنودی و نا خشنودی اوست باز شناخت
این اندیشه و بررسی ودقت و تدبر و فهم و شناخت, مقدمه ای تعهد آفرین برای اطاعتی تعبد آمیز از امام زمان است و چنین اطاعتی عین اطاعت از خدا و پیامبر است که غایت ایمان واسلام به شمار می آید .
سپاه امام مهدى عليه السلام
از امـام بـاقر عليه السلام آورده اند كه ضمن يك روايت طولانى در مورد امام مهدى عليه السلام فرمود:
(( ... ثـم لا يـخـرج مـن مـكـة حـتـى يـكـون فـى مثل الحلقة .))
قال الراوى : ((فما الحلقة ؟))
قال : ((عشرة الآف . ))
يعنى : ... سپس از مكه خارج نمى شود جز اينكه در حلقه و دايره اى بسيار پرشكوه .
پرسيدند: ((حلقه چيست ؟))
فـرمـود: ((دايـره اى از يـك جـمـعـيـت ده هـزار نـفـرى كـه از ايـمـان تزلزل ناپذير و آگاهى و شهامت بسيارى برخوردارند.))
2ـ از امام صادق عليه السلام پرسيدند:
(( كـم يـخـرج مـع القـائم ؟ فـانـهـم يـقـولون : انـه يـخـرج مـعـه مثل عدة اءهل بدر، ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا.))
فـقـال عـليـه السـلام : ((مـا يـخـرج الا فـى اولى قـوة و مـا يـكـون اءولو قـوة اءقل من عشرة الآف . )) يـعـنـى : ((به هنگام ظهور امام مهدى عليه السلام چند نفر با او همراه خواهند بود؟ برخى مى گويند: با 313 نفر به شمار ياران پيامبر در بدر ظهور مى كند.))
حضرت فرمود: ((او از مكه با نيروى بسيارى خارج مى شود و نيروى بسيار، كمتر از ده هزار نفر نخواهد بود.))

در مـورد واژه ((حـلقـه ))، در مـنابعى كه نزد ما موجود است تنها اين موضوع آمده است كه عـبارت است از: ده هزار نفر. اما به نظر مى رسد كه منظور از ((حلقه )) و ((عقد)) ـ كه به مفهوم آن است و در برخى ديگر از روايات آمده است ـ لشكر گران و جمعيت بسيارى است كه از ايمان كامل و تزلزل ناپذير و آگاهى بسيارى بهره ورند. آنان از ارتش امام عصر عليه السلام محسوب مى شوند، اما امتيازات و ويژگيهاى 313 نفر ياران اصلى امام عليه السلام را ندارند جز اينكه در مكه به آن پيشواى نجاتبخش مى پيوندند و زير پرچم او قرار مى گيرند.
آرى ! امـام مـهـدى عـليـه السلام از مكه با اين شمار از فداكاران آگاه و باايمان خارج مى گـردد امـا روشـن اسـت كـه در مـسـير كوفه و در مدت اقامت آن حضرت در كوفه ، ميليونها انسان شيفته حق و عدالت به او مى پيوندند و دست بيعت به آن گرامى مى دهند.
بـنـابراين ما نمى توانيم آمار عظيم ارتش گران و ياران بى شمار و آگاه و باايمان آن حـضـرت را در نـظـر بـگيريم ، اما همين مقدار مى توانيم بگوييم كه هر انسانى كه بدان پـيـشـواى بـزرگ هـدايـت و نـجـات ، ايـمـان آورد و توان به دوش كشيدن سلاح را داشته بـاشـد، او از افـراد ارتـش مـهـدى عـليـه السـلام اسـت و هـنـگـامـى كـه فـرمـانـدهـى كـل ، فـرمـان قـيـام و بـسـيـج عـمـومـى دهـد، تـمـامـى قـشـرهـا و توده هاى مردم در هر سن و سـال و هـر سـطـح و شـرايـطـى ، در پـاسـخـگويى به نداى ملكوتى آن حضرت و انجام دسـتـورات او بـر يـكديگر سبقت مى گيرند و آن را مسابقه در نيكيها مى شمارند كه ما در اين مورد در آينده نيز بحث خواهيم داشت .
علائم هنگام ظهور امام زمان (ع)
از نظر علما لحظه ظهور امام زمان - عجل الله فرجه - و روز ظهور آن حضرت را کسي جز خدا نمي داند ، بعضي از مفسرين ما به آيه شريفه 187 سوره اعراف استناد مي کنند . البته روايات زيادي هم در اين رابطه وجود دارد که جز خدا کسي نمي داند که امام زمان - عجل الله فرجه - کي ظهور خواهد کرد .
( يسئلونک عن الساعه أيان مرسيها قل إنما علمها عند ربي) ؛ (1) « درباره قيامت از تو سوال مي کنند ، کي فرا مي رسد ؟ ! بگو : عملش فقط نزد پروردگار من است ».
البته مفسران اين آيه را در مورد وقوع قيامت مي دانند ، لکن بعضي از مفسران درباره ي ساعت قيام امام زمان (ع) هم تفسير کرده اند . به هر حال آنچه از اين آيه بر مي آيد اين است که زمان اين ساعت را کسي نمي داند .

طرح يک سوال
در اينجا نکاتي است که به اختصار به آن مي پردازيم :
نکته اول : اعتقاد داريم ائمه معصومين (ع) آنچه را که در دوران امامتشان بايد انجام بدهند ، بر اساس برنامه ي طرح شده اي که در صحيفه ي امامت ، از امام قبلي به دست آن ها رسيده است عمل مي کنند که شامل بعضي از دستور العمل هاي الهي است که از جانب پروردگار به دست رسول خدا (ص) رسيده است و در اين دستورالعمل وظايف هر يک از امامان مشخص است که بايد چگونه امامتشان را انجام بدهند .
از جمله امامان که وظايفشان در آن صحيفه مشخص شده است وجود مقدس امام زمان (ع) است ، او هميشه به اين صحيفه نگاه مي کند و دستورات الهي را اجرا مي کند ، بنابراين هنگامي که لحظه قيامش فرا رسيد و بايد ظهورش را آغاز کند با نگاه به اين صحيفه متوجه وظيفه ي قيامش مي شود .
ابي بن کعب مي گويد : من از رسول خدا (ص) درباره ي آشنايي امامان به وظايفشان پرسيدم ، رسول خدا (ص) به من فرمود : « إن الله تعالي أنزل علي اثني عشر صحيفه اسم کل امام علي خاتمه وصفته في صحيفه ؛ (2) خدا براي من 12 صحيفه نازل کرده و در هر يک از آن ها خصوصيات و وظايف امامان در آن گنجانده شده که به دست 12 امام مي رسد و هر کدام طبق آن عمل مي کنند ». اما از نظر ديگر آن است که امام زمان (ع) از لحظه ظهورش بر اساس وحيي که به او مي شود و الهامي که به او مي گردد، با خبر مي شود .يعني دستور ظهور ، به صورت وحي و الهام بر وجود مقدس امام زمان (ع) صادر مي گردد و او وظيفه اش را کشف مي کند ، اين معني را بر اساس رواياتي که در اين رابطه است ، برداشت مي کنيم .
ممکن است مقداري پذيرشش سنگين باشد ، قاعدتا ما باور داريم که با ارتحال رسول خدا (ص) وحي الهي قطع شد ، حال چگونه باور داشته باشيم که بر امام زمان (ع) وحي نازل مي شود و او هم با دستور وحي الهي ، قيامش را آغاز مي کند ؟ روايتي است که ابوجارود از قول امام باقر (ع) نقل مي کند که من از امام باقر (ع) راجع به قيام امام زمان پرسيدم : « قلت لأبي جعفر (ع) جعلت فداک ! أخبرني عن صاحب هذا الأمر ؟ قال : يمسي من أخوف الناس و يصبح من آمن الناس يوحي اليه هذا الأمر ليله و نهاره . قال: قلت :يوحي إليه يا أباجعفر ؟ قال : يا أباجارود إنه ليس و حي نبوه و لکنه يوحي إليه کوحيه إلي مريم بنت عمران و إلي أم موسي و إلي النحل . يا أباالجارود إن قائم آل محمد لاکرم عندالله من مريم بنت عمران و أم موسي و النحل ؛ (3) اي ابا جعفر ! به من خبر ده که امر امام زمان (ع) چگونه تحقق پيدا مي کند ؟ فرمود : او در حالي شب را به صبح مي آورد که از نظر امنيت ، در نا امني است اما صبح گاه در امنيت کامل خواهد بود . امر قيام بر او وحي مي شود و دستورات کار خودش را روز و شب از طريق وحي مي گيرد . ( مثل اين که براي راوي هم پذيرش اين معنا سنگين بود ) پرسيد : براي او وحي مي شود اي ابا جعفر !؟ حضرت جواب داد : بله ، براي او وحي مي شود ، اي اباجارود ! آن وحي به صورت وحي نبوت و شريعت نيست . (4) همان طور که ما در قرآن کريم تنها وحي را براي پيامبران نمي دانيم در قرآن کريم وحي هاي مختلفي ذکر شده است ، آيات متعددي است ، چنان که در يک جا خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد : پروردگار تو به زنبور عسل وحي فرستاده است . در جاي ديگر مي فرمايد درباره ي مادر حضرت موسي وحي کرديم در آن ماجرايي که فتنه فرعوني ايجاد شد و فرعون ، فرزندان پسر بني اسرائيل را مي کشت و دخترانشان را براي خنثي کردن اراده الهي نگه مي داشت ، که قطعا قادر به چنين کاري هم نبود ، در آنجا خداوند براي حفاظت از حضرت موسي ، به مادر حضرت موسي وحي فرستاد .
اينجا امام باقر (ع) مي فرمايد : اي اباجارود ! وحيي که بر امام زمان (ع) نازل مي شود از نوع وحيي نيست که به پيغمبران نازل مي شود بلکه از نوع وحيي است که بر مادر موسي (ع) بر مادر عيسي (ع) حضرت مريم و بر زنبور عسل نازل مي شود ؛ يعني يک هدايت الهي و الهامي است که خداوند به امام زمان (ع) مي دهد و به ايشان دستور مي دهد که چه کاري بايد انجام دهد . بعد به او مي فرمايد : شخصيت امام زمان (ع) بسي والاتر و بالاتر ازمادر حضرت موسي و مادر حضرت عيسي (ع) و زنبور عسل است . قرآن مي گويد : بر آن ها وحي نازل کرديم ، حالا که من مي گويم ، بر امام زمان (ع) دستور امامت و رهبري به صورت وحي نازل مي شود ، تعجبي ندارد .
با توجه به اين حديث شريف در مي يابيم که امام زمان (ع) خود نمي داند که کي ظهور مي کند و تنها دستور ظهورش از ناحيه ذات اقدس الهي صادر مي شود و او بر اساس دستور الهي اين کار را آغاز مي نمايد .
نکته دوم : همان گونه که قبلا توضيح داديم ما معتقديم که براي ظهور امام زمان علائمي است ؛ علائم حتميه داريم و علائم غير حتميه که من توضيحات زيادي در قسمت هاي قبلي دادم . از جمله علائمي که براي ظهور امام زمان است علائمه حتميه ي خاصه است که فقط مربوط به امام زمان (ع) است و در لحظه ي ظهور تحقق پيدا مي کند .بين ظهور و پيدايش اين علائم ، فاصله زيادي نيست ؛ از جمله ي اين علائم آن است که شمشير و پرچمي که در اختيار آن حضرت است ، اين شمشير و پرچم به قدرت الهي حالتي از خود نشان مي دهد که امام زمان (ع) مي فهمد که زمان ظهورش فرا رسيده است . حديثي از گفت و گوي ابي بن کعب با رسول خدا (ص) است .

اعلام اذن ظهور
براي امام زمان پرچمي است که وقتي خروج او نزديک شد خودش باز مي شود و خدا او را به سخن مي آورد ، نام خدا را به زبان مي آورد و خطاب به امام زمان (ع) مي گويد : اي ولي خدا ! قيام کن و دشمنان خدا را از ميان بردار. ادامه اين حديث آن است که مي فرمايد : شمشيري دارد که در غلاف خودش است ، اين شمشير تا هنگام ظهور از غلاف خودش بيرون نمي آيد اما هنگامي که لحظه ظهورش فرا رسيد ، شمشير ، خودش از غلاف بيرون مي آيد و به امام زمان (ع) خطاب مي کند : ديگر صلاح نيست بنشيني و قيام نکني ، قيام کن و دشمنان خدا را از پيش پا بردار و امام زمان (ع) با نداي اين علامت الهي که در اختيار او قرار داده شده است ، دستور قيام مي گيرد ؛ يعني اين علامت و نشانه اي که رسول خدا (ص) براي ظهور امام زمان فرموده در اختيار امام زمان (ع) است و امام زمان آن را دريافت مي کند و وظيفه ي خودش را مي شناسد و خروج مي کند و آن آغاز قيام امام زمام (ع) است .
پی نوشت:
1. سوره اعراف ، ِآيه 187.
2. بحارالانوار : ج 311/52.
3. بحارالانوار : 389/52.
4. يعني وحي نبوت و شريعت با ارتحال پيامبر خاتم پايان پذيرفته ، بعد از او بر هيچ کسي به صورت شريعت و نبوت وحي نمي آيد ،اما اين وحي از نوع ديگر است.
5. بحارالانوار: 311/52.
بهشت ظهور - قسمت دوم

یکی از نکات جالب توجه در قرآن، وجود توالی زمانی در آیات شریفه است. خداوند متعال که صاحب کل عقل میباشد بسیار حکیمانه سخن میگوید و نظم و ترتیب در کلام او؛ قرآن به چشم میخورد. وقتی به آیات مربوط به قیامت و بهشت و جهنم مینگریم معمولا ترتیبی زمانی در آنها مییابیم. ابتدا قیامت و حوادث مربوط به آن بیان میشود و سپس بهشت یا جهنم ذکر میگردد. براي مثال به آيه 185 سوره آل عمران نگاه كنيم:
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ
هر كسي مرگ را ميچشد؛ و شما پاداش خود را بطور كامل در روز قيامت خواهيد گرفت؛ آنها كه از آتش (دوزخ) دور شده، و به بهشت وارد شوند نجات يافته و رستگار شدهاند و زندگي دنيا، چيزي جز سرمايه فريب نيست!
در اين آيه ابتدا مرگ و سپس قيامت مطرح ميشود و پس از قيامت، جهنم و بهشت ذكر ميگردد. همچنين در سوره تغابن آيات 9 و 10 اين موضوع به چشم ميخورد :
يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحًا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُدْخِلْهُ جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَدًا ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ
اين در زماني خواهد بود كه همه شما را در روز اجتماع [= روز رستاخيز] گردآوري ميكند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيماني)! و هر كس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را ميبخشد و او را در باغهايي از بهشت كه نهرها از زير درختانش جاري است وارد ميكند، جاودانه در آن مي مانند؛ و اين پيروزي بزرگ است!
وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ خالِدينَ فيها وَ بِئْسَ الْمَصيرُ
اما كساني كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند اصحاب دوزخند، جاودانه در آن ميمانند، و (سرانجام آنها) سرانجام بدي است!
در اين آيه نيز به ترتيب ابتدا قيامت و سپس بهشت و جهنم عنوان ميگردد. (1) اما در برخی از آیات ماجرا به گونهای دیگر است. در سوره انعام آيه 125 خداوند ميفرمايد
فَمَنْ يُرِدِ اللّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِْلإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَي الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ
آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينهاش را براي (پذيرش) اسلام، گشاده مي سازد؛ و آن كس را كه بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سينهاش را آنچنان تنگ ميكند كه گويا ميخواهد به آسمان بالا برود؛ اين گونه خداوند پليدي را بر افرادي كه ايمان نميآورند قرار ميدهد!
سپس در آيه 126 ميفرمايد
هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقيمًا قَدْ فَصَّلْنَا اْلآياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ
و اين راه مستقيم پروردگار توست؛ ما آيات خود را براي كساني كه پند ميگيرند، بيان كرديم!
هر کس را که خداوند بخواهد هدایت کند به او شرح صدر عطا میکند، در اینصورت چنین فردی تسلیم خواهد بود و در برابر دستورات خداوندی مقاومت نمیکند. جایگاه چنین فردی را خداوند در آيه 127 بیان میکند:
لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
براي آنها (در بهشت) خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود؛ و او، ولي و ياور آنهاست بخاطر اعمال (نيكي) كه انجام ميدادند.
خداوند در اين آيه از بهشت صحبت ميكند و در آيه بعد يعني 128 سوره انعام خداوند ميفرمايد:
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَميعًا
در آن روز كه (خدا) همه آنها را جمع و محشور ميسازد.
يعني در این آیه از قيامت صحبت ميشود. در واقع بعد از بهشت، از قيامت سخن به ميان ميآورد. در حاليكه ما ميدانيم ابتدا قيامت بر پا ميشود افراد حساب و كتاب شده سپس به بهشت يا جهنم برده ميشوند. چگونه است که دارالسلام (بهشت نام برده شده در انعام 127) قبل از قيامت عنوان شده است ؟ وقتي بررسي بيشتري در قرآن به عمل ميآوريم به آيات ديگري در اين رابطه برميخوريم. در سوره يونس آيه 25 خداوند بار ديگر در مورد دارالسلام سخن ميگويد(در قرآن عبارت دارالسلام فقط در این دو آیه آمده است).
وَ اللّهُ يَدْعُوا إِلي دارِ السَّلامِ وَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلي صِراطٍ مُسْتَقيمٍ
و خداوند به سراي صلح و سلامت دعوت ميكند؛ و هر كس را بخواهد (و شايسته و لايق ببيند)، به راه راست هدايت مينمايد.
در این آیه سوره یونس خداوند به دارالسلام دعوت ميكند و درآيات 26و27 جاودان بودن خوبان در بهشت و سپس جاودان بودن بدان در جهنم مطرح ميشود،
لِلَّذينَ أَحْسَنُوا الْحُسْني وَ زِيادَةٌ وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ
كساني كه نيكي كردند، پاداش نيك و افزون بر آن دارند؛ و تاريكي و ذلّت، چهرههايشان را نميپوشاند؛ آنها اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند.
وَ الَّذينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اللّهِ مِنْ عاصِمٍ كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ
امّا كساني كه مرتكب گناهان شدند، جزاي بدي بمقدار آن دارند؛ و ذلّت و خواري، چهره آنان را ميپوشاند؛ و هيچ چيز نميتواند آنها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (چهرههايشان آنچنان تاريك است كه) گويي با پارههايي از شب تاريك، صورت آنها پوشيده شده! آنها اهل دوزخند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند!
اما در آیه 28 خداوند به قیامت میپردازد(به همان صورت که در آیه 128 سوره انعام آمده است).
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَميعًا ...
بهشت ظهور - قسمت اول
به آخرالزمان چگونه نگاه کنیم؟
آنچه که امروز بسیاری از دانشمندان و محققان داخلی و خارجی، با هر مذهب و گرایش فکری به آن میپردازند ماجراهای آخرالزمان و فرجام زمین است. هر یک از آنان با اتکا به تعلیم و تربیت اخذ شده و منابع در دسترس کوشیده است چهرهای از کره زمین در آخرالزمان ترسیم کند، اما به دلیل تفاوت در منابع و میزان درک مختلف و توان برداشت غیر یکسان از آن منابع، تصاویری گوناگون و بعضا متناقض با یکدیگر از وضعیت زمین در آخرالزمان به دست میآید. معیار ما برای سنجش صحت و سقم تحلیلهای انجام شده پیرامون آنچه در آخرالزمان رخ میدهد چه باید باشد؟ چنانچه گذشت، با توجه به کثرت آیات موجود در قرآن درباره آخرالزمان و همچنین تعداد زیاد روایاتی که به توصیف وقایع آخرالزمان میپردازند به نظر میرسد تصویری از آخرالزمان صحیحتر است که با قرآن و احادیث منطبقتر باشد.
برای به دست آوردن تحلیلی صحیح در مورد آخرالزمان باید به قرآن و روایات رجوع کرد و در این مسیر باید از هرگونه پیشداوری و اعمال سلیقه شخصی خودداری نمود. دخیل نمودن نظر شخصی مبتنی بر برداشت نادرست منجر به نادرستی تصویر به دست آمده از آخرالزمان میشود. باید در ابتدا منظر ما نسبت به آخرالزمان و ظهور امام زمان عج اصلاح گردد تا در فضای فکری مناسب، مفاهیم گوناگون مربوط به آخرالزمان و ظهور، صحیح نگریسته شود. نوع نگاه ما به ظهور و حال وهوای حاکم بر ذهن ما که از درون آن به ظهور توجه می شود باید بر آیات قرآن منطبق باشد. نمی توان با فضای فکری دنیوی و معلومات و احساسات اینزمانی به تحلیل وقایع آخرالزمان پرداخت. به عنوان مثال آیا اینکه ابزارهای امام زمان عج و یارانشان را در زمان ظهور به ابزارهایی تکنولوژیک و امروزی تعبیر کنیم رفتار درستی است؟ فضایی که در آخرالزمان بر زمین حاکم است در قرآن چگونه توصیف میشود؟ جایگاه تکنولوژی و قوانین دنیا در آن زمان چیست؟ آیا در آخرالزمان و پس از ظهور فقط انسانها بر روی زمین زندگی میکنند یا مخلوقات دیگری هم همراه انسان ها هستند، و در مجموع چند دسته موجودات در آن زمان وجود دارند؟ باید با منظری به آخرالزمان نگاه کرد که مفاهیم، اشیاء و افرادی که در آن زمان نقش دارند صحیح شناخته شوند و تحلیل ارائه شده جامع باشد.
بهشت ظهور
برای به دست آوردن تصویری دقیق از آخرالزمان و آنچه پس از ظهور واقع میشود باید ابتدا تمام آیاتی از قرآن را که به امام زمان عج و آخرالزمان میپردازند و اصطلاحاً آیاتالمهدی عج نامیده میشوند جمعآوری و احصاء نمود. برخی از این آیات خود گویای آخرالزمان هستند و برخی دیگر با توجه به احادیث ذیل آنها جزو آیاتالمهدی عج شمرده میشوند. با بررسی این آیات و با برداشتهایی که منطبق با احادیث اهلبیت ع است به دست میآید که فضای حاکم بر زمین در آخرالزمان و فضای حاکم بر زمین پس از ظهور، بسیار با آنچه تصور میشود متفاوت است. قرآن تبیاناً لِکُلِّ شَیء است، تبیین همه چیز در قرآن آمده است. خداوند در قرآن آنچه را که پس از ظهور امام زمان عج و برپایی حکومت حقه واقع میشود چگونه توصیف میکند؟
با بررسی آیاتالمهدی عج متوجه میشویم که خداوند از وضعیت دنیا پس از ظهور امام زمان عج و برپایی مُلک ایشان با لفظ جنت و بهشت یاد میکند. بهشتی که نه تنها زمین بلکه آسمانها را نیز دربر میگیرد.
خداوند در سوره آلعمران آیه 133 میفرماید
وَ سارِعُوا إِلي مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ
و شتاب كنيد براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتي كه وسعت آن، آسمانها و زمين است؛ و براي پرهيزگاران آماده شده است.
خداوند در این آیه از بهشتی سخن میگوید که در پهنه آسمانها و زمین برپا میشود. این بهشت در چه زمانی میتواند باشد؟ مسلما این بهشت هماکنون برپا نیست چرا که در این آیه زمین نیز جزو این بهشت شمرده شده است اما در این زمان چنین بهشتی را روی زمین سراغ نداریم. آیا این بهشت مربوط به قیامت و یا بهشت پس از قیامت است؟ طبق آیات قرآن میدانیم که با برپایی قیامت، آسمانها و زمین دگرگون میشوند، پس این بهشت نمیتواند مربوط به قیامت و یا پس از قیامت باشد. در حدیثی امیرالمؤمنین ع در مورد آیه
وَ أَمَّا الَّذينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدينَ فيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ إِلاّ ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ(هود108)
امّا آنها كه خوشبخت و سعادتمند شدند، جاودانه در بهشت خواهند ماند، تا آسمانها و زمين برپاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد! بخششي است قطع نشدني!
میفرمایند
يَعْنِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ قَبْلَ الْقِيَامَةِ، فَإِذَا كَانَتِ الْقِيَامَةُ بُدِّلَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْض
يعني پيش از قيامت، در [بهشتِ] آسمان ها و زمين اند؛ و زماني كه قيامت ميشود، آسمان ها و زمين [به فضايي ديگر] تبديل مي شود.*
چنانچه گذشت طبق آیه 133 سوره آلعمران این بهشت در پهنه آسمانها و زمین برپا میشود.
بنابراین تنها زمانی که در آن، در وسعت آسمانها و زمین میتواند بهشتی به وجود بیاید، دوران پس از ظهور امام زمان عج و در دوران مُلک اهلبیت ع است. مُلک امام زمان عج پس از ظهور، بهشتگونه خواهد بود.
کلیات
همینطور روایت دیگری که مشخصاً «قائم» را امام دوازدهم یا «نهمین فرزند از نسل حسین بن علی» معرفی میکند، موجب حساسیت یا نگرانی خلفای عباسی مخصوصاً بعد از امام هادی، علی بن محمد شده بود. بهمین دلیل شیعیان نزدیک به «ناحیه مقدسه»[۱] برای حفظ خود وامامان خود بسیار رازداری و تقیه مینمودند.
|
|
تولد
بنا بر اکثر روایات شیعه، حجت بن حسن در ۱۵ شعبان سال ۲۵۵ هجری در سپیده دم روز جمعه در شهر سامرا واقع در عراق امروزی، دیده به جهان گشود.[۲] شیعیان زادروز او را که «نیمهٔ شعبان» خوانده میشود جشن میگیرند.
اختلاف در تاریخ تولد ایشان بین سالهای ۲۵۴، ۲۵۶، ۲۵۷ ه.ق در ۸ شعبان، ۲۳ رمضان یا ۱۹ ربیع الاول میباشد.[۳] بعضی این اختلافات ازجمله در تاریخ تولد را بدلیل وجود حالت تقیه درآن سالها میدانند که اطلاعات تفصیلی مربوط به آن حضرت، تاریخ تولد و حتی نام وی تا سالها از عامه مردم مخفی نگه داشته میشد.[۴]
پس از مرگ محمد عسگری، چون مردم از ایشان فرزندی را نمیشناختند بنا را به اتمام امامت گزاردند. اما گروهی به سرکردگی عثمان بن سعید گفتند فرزندی از وی وجود دارد که تابحال در سردابی پنهان بودهاست و امام اوست: «آن امام مرا [عثمان] میان خود و مردم میانجی گردانیده. اگر هر سخنی دارید به من گویید و هر پولی دهید به من دهید.» [۵]
در آن زمان، برادر حسن بن علی العسکری -فردی بنام جعفر بن علی- اعلام کرد که برادرش هیچگاه فرزندی نداشتهاست. وی بعدها در میان شیعیان به جعفر کذّاب شهرت یافت.[۶]
نام
در حدیثی از محمد پیامبر اسلام، نقل شدهاست که مضمون آن چنین است: «مهدی از نسل من است. نام او همنام من و کنیه اش هم کنیه من است...»[۷]
برخی از شیعیان از بردن نام اصلی وی «محمد» ابا میکنند و هنوز با «م.ح.م.د» از وی یاد میکنند و دلیل انرا عدم توانایی در به جا اوردن حق احترام او در زمان غیبت میدانند، همانطور که اوردن نام او را در زمان غیبت حرام میدانند؛ البته بسیاری نیز این منش را حاصل عمل به احادیثی میدانند که از جو شدید تقیه یا خفقان علی الخصوص از عصر پدر وی حسن بن علی العسکری و پس از آن از عصر غیبت صغری و غیبت کبری باقی ماندهاست.[۸]
شیعیان از او با القابی همچون حجّت، قائم، منتظَر، حجة ابن الحسن، قائم آل محمد، بقیةالله، ولی عصر، صاحب الزّمان، خلف و... نام میبرند که مشهورترین آنها مهدی است.[۹]
ابن خلکان مینویسد: «لقب معروف او حجّت است. شیعه همو را منتظر و قائم مهدی میداند.» و محدث نوری ۱۸۲ لقب او را از متون اسلامی گرد آورده که هر کدام بر فضیلتی از فضایل او دلالت دارد.[۱۰]
والدیـن
پدر وی «حسن بن علی العسکری» بود. وی بدلیل حساسیت خلفای عباسی معاصر در میان پادگان نظامی تحت محافظت شدید بود، بهمین دلیل شیعیان او را با لقب «عسکری» (لشگری) میشناسند.
مادر وی نرجس که در میان شیعیان بنام نرجس خاتون مشهور است. برخی از روایات رسیده حاکی از آنست که نرجس خاتون حتی تا زمان نزدیک به وضع حمل، هیچگونه نشان ظاهری از حالات بارداری نداشتهاست.
از دیگر القاب او حجت، قائم و خلف صالح است که مشهورترین آنها مهدی میباشد.
دوران امامت
از دیدگاه شیعیان دوران امامت وی به سه دوره غیبت صغری، غیبت کبری و ظهور تقسیم میشود.
غیبت
«غیبت» به معنای ناپیدا بودن در مقابل «ظهور» است ولی «ناپدید بودن» در مقابل «حضور» نیست. بنا بر اعتقاد شیعیان غیبت دورهای است که امام در میان مردم ظهور ندارد و به دو دوره غیبت صغری(کوچکتر)و غیبت کبری(بزرگتر) تقسیم میشود و با ظهور امام به پایان میرسد.
هانری کربن در توضیح معنای امام غایب میگوید:«صاحب الزمان عنوان ویژه امام غایب است. کسی که برای حواس ظاهری ناپیدا، ولی حاضر در قلب مومنان است.»[۱]
غیبت صغری
غیبت کبری
غیبت کبری از مرگ چهارمین نایب خاص امام مهدی در سال ۳۲۹ (قمری) آغاز میشود و تا ظهور او ادامه خواهد داشت. روایت شدهاست: مردم از امام در غیبتش همان گونه بهره مند میشوند، که از خورشید پشت ابر.[۱۱]
ظهور
منع تعیین وقت ظهور مهدی
در روایات شیعه، شدیدا شیعیان را از تعیین وقت ظهور مهدی برحذر داشتند، و به تعیین کنندهگان وقت ظهور نسبت دروغگو دادهاند. [۱۲]
القاب
مهدی
مهدی در لغت به معنای «هدایت شده» است و در اصطلاح مسلمانان کسی است که پیامبر وعده داده در آخرالزمان ظهور میکند و دین را دوباره احیا میکند.
حجت
از آنجایی که شیعیان ایشان را حجت خدا در بین مردم میدانند لقب حجت برای وی برگزیده شدهاست.
منتظر
منتظر به فتح "ظ" به معنای کسی است که انتظارش را میکشند . واز انجایی که مسلمانان در انتظار ظهور حجت بن حسن هستنداین لقب به وی داده شدهاست.
منابع
- ↑ شیعیان از زمان امام هادی به بعد امامان خود را به این عنوان یاد میکردند
- ↑ نجم الثاقب، ص ۲۳)
- ↑ منابع در پاورقی مکتب در فرآیند تکامل ص ۱۵۳
- ↑ مکتب در فرآیند تکامل ص ۱۵۲
- ↑ احمد کسروی، شیعهگری، ۱۳۲۳
- ↑ احمد کسروی، در پاسخ بدخواهان، ۱۳۲۴
- ↑ قال رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ: «المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه الناس بی خلقاً و خُلقاً یکون له غیبه و حیره یضّل فیها الامم یقبل کالشهاب الثاقب یملاها عدلاً و قسط کما ملئت جوراً و ظلما.»(فرائد السمطین؛ به نقل از احقاق الحق، ج۱۳، ص۱۵۴.)
- ↑ علت نهی از ذکر نام خاص امام زمان
- ↑ فضائل المهدی، ص ۷-۸.
- ↑ فضائل المهدی، ص ۷-۸.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۳ صص ۸۴۴ تا ۸۴۶
- ↑ اصول کافی، کتاب الحجه، باب کراهیه التوقیت، ح ۳
- ↑ کتاب خورشید مغرب
