در دوران ظهور ، چون امام زمان(عج) خلیفةالله هستند و از جانب خدا كار انجام میدهند، باید مُجری عدالتی باشند كه در قرآن مطرح شده است، اما مُجری عدالت مطروحه در كدام آیه؟ و با چه معنایی؟

-۱ ایشان بر صراط المستقیم است و دیگران را بر صراط قرار میدهد. او بارزترین و عالیترین مصداق این آیه است كه خداوند میفرماید: «مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ[۱] «
-۲ یاوران او نیز باید مردم را به بهترین نحو به سمت ظهور هدایت كرده، و بلكه آنها را به سلامت به بهترین موقعیتها و ارتفاعات ظهور برسانند؛ زیرا خداوند میفرماید: «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ»[۲] یعنی: از میان كسانی كه آفریدهایم، جماعتی هستند كه مردم را به حق هدایت میكنند و سعی میكنند همه چیز را یا همه افراد را در جایگاههای حقّی كه خدا برای آنها در نظر گرفته قرار بدهند.
نتیجه آنکه امام زمان (عج) در حکومت اولیهای که تشکیل میدهند مقدمات برقراری عدل را برپا کرده و به تدریج افراد به سمت جایگاههایی که خداوند برای آنها و در مسیر صراط المستقیم در نظر گرفته سوق داده میشوند. یک مصداق از این جایگاهها همان «امامت و وراثتی» است که خداوند در قرآن بدان وعده داده است[۳] که البته این مسئله پس از حکومت اولیه و در زمان ملک عظیم اهل بیت (ع) به طور کامل تحقق مییابد.
نکته دیگر اینکه، به طور حتم موانعی بر سر راه تحقق عدالت وجود دارد که بزرگترین آنها ابلیس و ابلیسیاناند. با توجه به اینکه در زمان تشکیل حکومت اولیه امام زمان (عج) هنوز بدان و بدی ها به طور کامل نابود نشدهاند، لازم است که پیش از تحقق عدالت، این مانع کنار زده شود. از همین رو «قسط» قبل از «عدل» واقع میشود. قسط یعنی «برطرف کردن نقصها، موانع و حجابها، به منظور برقراری عدل». لذا حکومت اولیه امام زمان (عج) مقدمهای است تا پس از برپایی قسط و نابودی بدان و بدیها، راه رشد و اصلاح بر روی انسان ها بازگردد و در ملک عظیم، به جایگاه های مد نظر رسیده و عدالت محقق گردد .
معانی مختلفی برای عدل، توسط اندیشمندان ارائه شده است که از آن جمله عبارتند از:
- اعتدال: یعنی «میانهروى، و اجتناب از افراط و تفریط در هر امرى»
- موزون بودن: یعنى «در هر چیزى عناصر مورد نیاز به قدر لاز) منه به قدر مساوى) وجود داشته باشد. نقطه مقابل عدل به این معنا بىتناسبى است، نه ظلم«!
- مساوات (تساوى و نفى هر گونه تبعیض): یعنى «رعایت تساوى در زمینة استحقاقهاى متساوى، نه اینكه هیچگونه استحقاقى رعایت نگردد و با همه چیز و همه كس به یك چشم نظر شود، كه این عین ظلم است»، بلكه یعنی «رعایت كردن حقوق افراد، و حقّ هر ذىحقی را به او عطا كردن».
- هر چیز در جاى واقعى خود كه مستحقّ آن است قرار گیرد
- اقامه عدل، همان قسط است
- عدل، مقابل ظلم است

- رعایت استحقاقها در افاضه وجود: «هر موجودى، هر درجه از وجود و كمالِ وجود كه استحقاق و امكان آن را دارد دریافت مىكند؛ ظلم یعنى منع فیض و امساك وجود از وجودى كه استحقاق دارد.»
- هر كاری كه خدا انجام دهد عدل است
سوال اینست که کدام معنی از معانی فوق جایگاه بهتری برای طرح در آخرالزمان دارد؟ و از جامعیت بیشتری برخوردار است؟
جواب آنکه عدل را به معنای «هر چیزی را در جایگاه خود قرار دادن» در نظر میگیریم اما با این توضیح که:
خداوند در ماجرای خلقت آسمانها و زمین برنامهای عقلانی برای سوق دادن و رساندن آنها به عالیترین اهدافِ در آینده یعنی «مُلك كبیر»[5] مدّ نظر داشته است، لذا در قالب این برنامه هر چیز را در جایگاهی قرار داده که آن جایگاه، اَقومِ جایگاهها و بهترین موقعیت برای آن شیء است و اشیاء و اشخاص با قرار داده شدن در این جایگاهها به بهترین وجه ممکن به سوی رشد و کمال حرکت داده میشوند. این جایگاهها حقیقتاً در نظام عالم وجود دارند، تمام آیات قرآن نیز حاکی از این مطلب بوده و بلکه دعوتکننده به این مهم میباشند؛ لذا خداوند میفرماید: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی هِیَ أَقْوَمُ»[۱]. از این منظر كه بنگریم نظام الهی بر عدل استوار است؛ یعنی هر شیء در مناسبترین شرایط مخصوص به خودش در نظام عالم قرار داده شده است. انسان مختار، باید جایگاهی را که خداوند در عالم برایش در نظر گرفته است بشناسد، سعی کند بر آن مستقر شود، و صادرههایش را نیز در جایگاههایی که از او خواسته شده قرار دهد؛ یعنی افکار و امیال و صفات و اعمالش را آنطور که خدا خواسته انجام دهد تا آنها در جایگاههای خواسته شده قرار گیرند.
از اینرو در دوران ظهور چون امام زمان(عج) خلیفةالله هستند و از جانب خدا كار انجام میدهند، باید مُجری عدالتی باشند كه در قرآن مطرح شده است، اما مُجری عدالت مطروحه در كدام آیه؟ و با چه معنایی؟
با در نظر گرفتن این جایگاه زمانی، میتوان ویژگیهای زیر را برای این حکومت بیان نمود:
-1 رکن حکومت
در نظام الهي، یعنی آن نظامي که خداوند در قرآن معرفي ميکند ، حکومتهای الهی، پيوسته توسط هاديان حي، تغذیه میشوند و بدون حضور یک هادی حی، حکومت الهی دوام نیاورده و زایل میگردد. یکی از نمونههایی که قرآن بدان اشاره میکند، حکومت سلیمان (ع) است. حکومت سلیمانی تا زمانی که ایشان در قید حیات هستند با کمال قدرت استمرار دارد اما در فاصله کوتاهی پس از فوت ایشان و پس از آنکه زیردستان از مرگ ایشان آگاه میشوند، شکوه و عظمت ملک سلیمانی از بین رفته[2] و بلکه قوایی که ایشان در ملک خود بکار میبرد نیز به حضورشان قائم بوده و پس از ایشان مورد استفاده قرار نمیگیرد (همچون انگشتر و قالیچه)
از اینرو وقتی به مقطع برپایی حکومت اولیه امام زمان (عج) نگاه میکنیم، میدانیم که امام (ع) ظهور کردهاند و خود به عنوان هادی حی حضور دارند، لذا حکومت به ایشان قائم بوده و امام (ع) به عنوان رکن حکومت مطرح خواهند بود. علاوه بر این، تمامی نعمات و قوایی که برای اداره چنین حکومتی مورد نیاز است را خداوند از مجرای وجود امام زمان (عج) جاری کرده و توسط ایشان و با اذن ایشان بکار گرفته میشود.
-2 هدف از تشکیل حکومت

۱-۲تعلیم و تربیت
یکی از دلائل عمده وقوع صحنههای آخرالزمان، تعلیم و تربیت پاکطینتان و مستعدان لشکر حق است. هر یک از مقاطع آخرالزمان برای یکی از اهدافِ تربیتیِ از پیش تعیین شده الهی، واقع میگردد و لذا شناخت این اهداف کمک شایانی به فهم دلیل وقوع مقاطع مختلف آخرالزمان میکند. در همین راستا، یکی از اهداف برپایی «حکومت اولیه امام زمان (ع)»، نیز ایجاد بستری مناسب برای آمادگی و تعلیم و تربیت خوبان است و از جنبهای میتوان گفت که این تعلیم و تربیت جهت آمادگی برای مقاطع بعدی (که شامل تحولات آسمانها و زمین و رویاروییهای عظیم با جبهه باطل است) میباشد. چراکه چگونگی جبههبندیها و نبردهای آن مقطع، با توجه به تغییر قوانین، متفاوت از گذشته بوده و نیاز به آمادگیها و تربیتهای جدیدی دارد.
-2-2 تحقق قسط و عدل
وقتی به احادیث آخرالزمان رجوع میکنیم، در بسیاری از آنها وعده داده شده که در زمان حکومت امام زمان (عج) زمین پر از «قسط و عدل» میشود، یعنی تحقق قسط و عدل به عنوان یکی از اهداف حکومت امام زمان (عج) مطرح میگردد[4]. سؤالی که میتوان مطرح نمود اینست که،
اولا: معنای این قسط و عدل چیست؟
ثانیا: آیا کاملترین صفتی است که در دوران پس از ظهور جریان دارد، قسط و عدل است؟
ما برای اینکه بتوانیم مقاطع آخرالزمان و من جمله مقطع «حکومت اولیه امام زمان (عج)» را بدرستی بشناسیم میبایست در ابتدا جایگاه این مقطع را نسبت به مقاطع دیگر و همچنین در راستای برنامه کلان خداوندی برای مقاطع آخرالزمان بشناسیم. با دانستن زمان شکلگیری حکومت اولیه امام زمان نسبت به کل مقاطع، بهتر میتوانیم مشخصات و قوانین آن را دریابیم. اینکه بدانیم این حکومت در چه مقطعی از مقاطع «تغییر قوانین» در آخرالزمان قرار دارد کمک زیادی به فهم و درک زوایای مختلف آن میکند.

با توجه به ترتیب زمانی مقاطع آخرالزمان، که براساس آیات قرآن و احادیث اهل بیت (ع) بدست میآید، درمییابیم که حکومت اولیه امام زمان پس از مقاطعی همچون «اثرگذاری دخانیها»، «جنگهای جهانی»، «شیوع رجعتها» و «ظهور امام زمان» و قبل از مقاطع «تحولات آسمانی و زمینی بعد از ظهور»، «نابودی بدان و بدیها»، و «برپایی ملک عظیم»[1] قرار دارد ( البته باید این نکته را نیز در نظر داشت که این حکومت میتواند چندین مقطع از مقاطع آخرالزمان را شامل شود و شاید نتوان آن را به یک مقطع زمانی منحصر نمود.) . این حکومت در فضایی شکل میگیرد که هنوز دو جبهه حق و باطل وجود دارد. جبهه حق در قالب این حکومت و به رهبری امام زمان (ع) و جبهه باطل نیز به رهبری ابلیس.
منظر دوم بر این فرض استوار است که دنیا در آخرالزمان و به تدریج، دستخوش تغییرات بسیاری خواهد شد. این تغییرات هم از جنبه مادی و تحولات جهانی در کشورهای مختلف و در عرصههای گوناگون است و هم از جنبه قوانین حاکم بر عالم مادی. در این منظر، عالم، در چهارچوب یک سیر تکاملی در نظر گرفته میشود که مقطع آخرالزمان ( همانطور که از واژه آخرالزمان مشخص است ، (زمان پایان یک مرحله (پایان دنیا) و آغاز مرحلهای دیگر است که با ظهور امام زمان (عج) و وقایع قبل و بعد از آن صورت میپذیرد و در راستای این سیر تکاملی، تحولاتی شگرف در پهنه آسمانها و زمین روی داده و قوانین عوالم بالاتر بر عالم مادی و اشیاء مادی حاکم خواهد شد.
البته قصد ما بر این نیست که در این مقاله به بیان دلائل صحت این منظر بپردازیم اما شواهد فراوانی از آیات قرآن، احادیث اهل بیت (ع) و سیر تاریخ بشر وجود دارد که نشان میدهد این سیر یک سیر کاملا منطقی و عقلانی است.
بر اساس این منظر، قوانین حاکم بر آخرالزمان و مقاطع پس از آن، با قوانین موجود دنیا تفاوت دارد و لذا نمیتوان احادیث مربوط به آخرالزمان را بر اساس وضعیت فعلی تفسیر و تأویل نمود. مثلا:
- در توضیح «دجال» میتوان گفت که با توجه به تغییر قوانین و ظاهر شدن عالم دخان (عالم اجنه و شیاطین) و برزخ، دجال نیز به همراه بسیاری از موجودات عجیب و غریب دیگر در عالم مادی ظاهر میشود و توصیفاتی که برای او ذکر شده براساس قوانین دخانی و برزخی کاملا قابل توضیح است
.
- یا در توضیح نحوه ارتباط یاوران امام (ع) با ایشان، به دلیل حاکم شدن قوانین برزخی بر عالم مادی، توانهایی همچون «طیالارض» و «نفوذ دید بسیار زیاد»، از توانهای رایج آن زمان خواهد بود که افراد متناسب با قوانین آن زمان، واجد آن میشوند.
حال اگر ما بخواهیم بر اساس این منظر به حکومت اولیه امام زمان (ع) نگاه کنیم، توصیف ما از آن به گونهای کاملا متفاوت خواهد بود. واضح است که حکومت در فضایی از قوانین برزخی (و یا دخانی) فرق بسیار زیادی با حکومت های فعلی بشر دارد، حتی اگر پیشرفت های علمی و تکنولوژی را نیز در نظر بگیریم.
از مطالب فوق این نتیجه اساسی را میتوان گرفت که نوع نگاه (منظر) ما نسبت به آخرالزمان اهمیت بسیار زیادی دارد.
منظر اول؛ نگاه دنیایی
در منظر اول، فرض بر اینست که تحولاتی که در آستانه آخرالزمان و حتی پس از ظهور امام زمان (عج) رخ میدهد در چهارچوب قوانین مادی و دنیایی و متناسب با وضعیت فعلی بشر روی میدهد. بر این اساس، تعابیری که در احادیث (و حتی برخی از آیات قرآن) برای توضیح فضای آخرالزمان و ظهور بکار رفته، به مصداق های دنیای امروز تأویل میگردد. نمونههای این مسئله فراوان است که در اینجا به دو مورد اشاره میشود:
- در توضیح واژه «دجال» که در احادیث به عنوان یکی از عناصر درشت جبهه باطل در آخرالزمان ذکر شده و تعابیری غیرعادی برای او مطرح گشته است، عنوان میشود که منظور از دجال، شبکه گسترده رسانهای غرب است که با ترفندهای مختلف سعی در انحراف و گمراهی انسانها دارد
- یا در توضیح تعابیری که در احادیث در مورد نحوه ارتباط یاوران امام (ع) با ایشان ذکر شده (اینکه با نگاه به کف دست راست خود خواست امام) ع) را متوجه میشوند و یا در کوتاهترین زمان خود را به ایشان میرسانند) عنوان میشود که منظور تجهیزات پیشرفته تکنولوژیک همچون موبایل است که یاوران از آنها بهره میبرند و یا وسائل نقلیه بسیار سریعالسیر همچون هواپیما و ... که از آن برای نقل و انتقال سریع استفاده میکنند.
علاوه بر این، با در نظر گرفتن این منظر، میبایست بسیاری از مسائل غیرعادی که در آخرالزمان رخ میدهد ( و در احادیث اهل بیت (ع) ذکر شده) را به عنوان معجزه و امری خارق عادت ذکر کنیم چرا که موارد متعددی وجود دارد که نمیتوان آنها را با قوانین مادی توضیح داد. مانند: وقوع رجعتها که از مسلمات اعتقادی شیعیان است و همچنین رؤیت برخی از ملائک همچون جبرئیل (ع) در زمان ظهور امام (ع).
حال اگر ما بخواهیم بر اساس این منظر به حکومت امام زمان (ع) نگاه کنیم، احتملا باید اینگونه نتیجه بگیریم که امام (ع) نیز همانند بسیاری از حکومتهای فعلی، تشکیلاتی را ایجاد میکنند که مثلا دارای سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه است و در این حکومت بسیاری از تشکیلات حکومتی امروزی حضور خواهند داشت که البته به لحاظ تکامل عقول بشر و پیشرفتهای علمی، نحوه اجرای قوانین و احکام به شکلی نو و به گونهای خواهد بود که در راستای برقراری کامل عدالت باشد.
دلایل دعا کردن براىسلامتىامام عصر چیست؟ در حالىکه خداىمنان اراده دارد ایشان زنده و سلامتبمانند، آیا اصلا امکان دارد آن وجود مبارک دچار کسالتشوند؟
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هستخدایا به سلامت دارش (۱)
دعا از هر حیث مخصوصا براىسلامتىامام زمان (عج) آثار و برکات فراوانى دارد که برخى عبارتند از:
۱ . دعا نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است . اگر چه دوستىتمام ائمه معصومین علیهمالسلام بخشىاز ایمان و شرط قبولىاعمال است، در عین حال دعا کردن در حق امام زمان (عج) موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان مىگردد .
۲ . دعا اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتواىپیمان با آن حضرت را دین دارى، شریعت محورىو تصمیم قلبىبر اطاعت امر امام علیهالسلام و یارىرساندن او با نثار جان و مال تشکیل مىدهد .
تجدید بیعت با آن حضرت علیهالسلام کارى است که بعد از هر نماز از نمازهاى پنجگانه یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام آن مستحب است . هر روز بعد از نماز صبح، دعاهایىکه مربوط به وجود مبارک امام عصر (عج) است، خوانده شود، بسیار مفید و مؤثر خواهد بود .
دعاىشریف «اللهم بلغ مولاىصاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین ...» و نیز «دعاىعهد» شاهدىبراىاین سخن است . (۲)
۳ . دعا سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران مىگردد . یاد امام زمان (عج) توجه به ارزش هاى دین و اصول اخلاقى را در دلها زنده مىکند و غفلت از یاد امام، یکىاز دلایل عمده پژمردگىو سستىارزش هاى الهىوانسانىدر جوامع اسلامى است .
دلت گر که یک لحظه غافل نشیند
خدنگ بلا بر دل دل نشیند
۴ . کسىکه سلامتىامام زمانش برایش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برایش سخت است; در نتیجه دعا براىسلامتىآن حضرت، انسان را به انجام کارهایىوامىدارد که موجب ...

بر گرفته از : شبكه جهانى اطلاع رسانى امام المهدى (عج)
مقدمه
مسئلهي مهدويت و عقيده به مهدي (عج) منتظر در بين مسلمانان اهميت زيادي دارد و اين مطلب اختصاص به شيعه ندارد، بلکه اهل سنت در اين موضوع به طور عموم با شيعه موافقت دارند و روايات زيادي که به حد تواتر معنوي مي رسد، درباره ي حضرت مهدي (عج) نقل مي کنند.
احاديثي که در رابطه با حضرت مهدي (عج) در نظر اهل سنت به تواتر معنوي رسيده بالغ بر صد حديث است و در تمامي اين احاديث به ظهور حضرت مهدي (عج) اشاره شده است. آنان معترف اند بالغ بر بيست نفر از صحابه، از زبان پيامبر اکرم (ص) در رابطه با حضرت مهدي (عج) روايت نقل کرده اند که همه ي اينها در بسياري از منابع معروف اسلامي و متون اصلي حديث اعم از: سنن، معاجم، مسانيد، مانند: سنن ابوداوود، سنن ترمذي، ابن ماجه، مسند احمد، صحيح حاکم، بزاز، معجم طبراني، ديده مي شود.
از منابع و گفته هاي علماي اهل سنت، مي توان برداشت کرد که مهدي (عج) از اولاد فاطمه (س) است و ظهور خواهد نمود.
نهان زیستی امام زمان هرگز به معنای وانهادگی تمام انسان ها نیست , تعطیل گشتن احکام و تکالیف الهی , و بی رهبر و پیشوا ماندن شیعیان نیست .
امام در غیبت هم آثار وجودی فراوانی در نظام تکوین و تشریع دارد .
امام غایب چنان خورشیدی است که در پس پرده ابر مانده باشد(کمال الدین .شیخ صدوق))فیض وجود او سبب استقرار زمین و استمرار زمینیان گشته .
((اگر زمین حتی یک لحظه از حجت خدا
خالی بماند اهلش را در خود فرو میبرد)) - امام علی ((ع))
((من موجب امنیت اهل زمین هستم ,
همچنان که ستارگان موجب امنیت اهل آسمانند)) - امام زمان((عج))

آثار هدایت و جلوه عنایت امام زمان ((عج)) در همه جای زمین پیداست .
بارش باران نزول رحمت الهی , رویش گیاهان و پیدایش نعمت های فراوان طلوع و غروب خورشید و انتظام روز ماه و سال گردش زمین و استقرار آسمان و بقای افلاک همه و همه به برکت وجود اوست
با چنین باور داشتی آنان که در دوران غیبت حضرت مهدی به سر میبرند و از تابش مستقیم نور جمال او بر ساحت زندگی فردی و اجتماعی خویش محرومند نه تنها تکالیفی که در زمان حضور هر یک از امامان بر دوش همگان بوده ,بلکه وظایف ویژه ای نیز بر عهده دارند در این وبلاگ برآنیم تا برخی از مهمترین این تکالیف را به گونه ای اجمالی (گاهی مو شکافانه تر) بر شماریم باشد تا تذکری به شمار آید و ارادتی را برانگیزد و حس مسئولیتی را تقویت کند
شما با نقل کردن این تکالیف یاری گر ما در یاری امام زمانمان باشید
هر بار به بررسی یکی از این تکالیف خواهیم نشست .
1-شناخت امام زمان :
امام زمان و ویژگی های او را دوباره باید شناخت
امامت ونقش اورا دیگر باره با دیدی عمیق تر و در گستره ای وسیع تر باید بررسی کرد .
راستی چرا عدم شناخت امام زمان همپای شرک و جاهلیت و تکذیب او همردیف کفر و بی ایمانی است ؟!؟!
کسی که بمیرد و امام زمانش را
نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است - ((رسول اکرم (ص)))
کسی که مهدی را تکذیب کند کافر است - ((امام علی(ع)))
خدایا حجت خویش را به من بشناسان
که اگر حجت خویس را به من نشناسانی ,
از دینم گمراه خواهم شد - (اصول کافی جلد 1)
آیا غیر از این است که جز با شناخت امام عصر راه هدایت را نمی
توان شناخت و جز با معرفت او به معرفت دینی نمی
توان دست یافت ؟
به یقین شناخت امام عصر که کلید همه معارف وحی است با یادگیری نامها و القاب وتاریخ ولادت و غیبت او حاصل نمیشود
باید در حکمت نام ها و نشانهای او اندیشه کرد
با ید در شگفتی های ولادت و حیات او اندیشه کرد
باید غیبت پر رمز و راز او را به بررسی نشست و عوامل و لوازم آن را با نگاهی مسئولانه جستجوکرد
باید در کلمات و فرمایشات امام دقت کرد باید در نامه ها و فرامین او تدبر نمود
باید آنچه را که سبب خوشنودی و نا خشنودی اوست باز شناخت
این اندیشه و بررسی ودقت و تدبر و فهم و شناخت, مقدمه ای تعهد آفرین برای اطاعتی تعبد آمیز از امام زمان است و چنین اطاعتی عین اطاعت از خدا و پیامبر است که غایت ایمان واسلام به شمار می آید .
از امـام بـاقر عليه السلام آورده اند كه ضمن يك روايت طولانى در مورد امام مهدى عليه السلام فرمود:
(( ... ثـم لا يـخـرج مـن مـكـة حـتـى يـكـون فـى مثل الحلقة .))
قال الراوى : ((فما الحلقة ؟))
قال : ((عشرة الآف . ))
يعنى : ... سپس از مكه خارج نمى شود جز اينكه در حلقه و دايره اى بسيار پرشكوه .
پرسيدند: ((حلقه چيست ؟))
فـرمـود: ((دايـره اى از يـك جـمـعـيـت ده هـزار نـفـرى كـه از ايـمـان تزلزل ناپذير و آگاهى و شهامت بسيارى برخوردارند.))
2ـ از امام صادق عليه السلام پرسيدند:
(( كـم يـخـرج مـع القـائم ؟ فـانـهـم يـقـولون : انـه يـخـرج مـعـه مثل عدة اءهل بدر، ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا.))
فـقـال عـليـه السـلام : ((مـا يـخـرج الا فـى اولى قـوة و مـا يـكـون اءولو قـوة اءقل من عشرة الآف . )) يـعـنـى : ((به هنگام ظهور امام مهدى عليه السلام چند نفر با او همراه خواهند بود؟ برخى مى گويند: با 313 نفر به شمار ياران پيامبر در بدر ظهور مى كند.))
حضرت فرمود: ((او از مكه با نيروى بسيارى خارج مى شود و نيروى بسيار، كمتر از ده هزار نفر نخواهد بود.))

در مـورد واژه ((حـلقـه ))، در مـنابعى كه نزد ما موجود است تنها اين موضوع آمده است كه عـبارت است از: ده هزار نفر. اما به نظر مى رسد كه منظور از ((حلقه )) و ((عقد)) ـ كه به مفهوم آن است و در برخى ديگر از روايات آمده است ـ لشكر گران و جمعيت بسيارى است كه از ايمان كامل و تزلزل ناپذير و آگاهى بسيارى بهره ورند. آنان از ارتش امام عصر عليه السلام محسوب مى شوند، اما امتيازات و ويژگيهاى 313 نفر ياران اصلى امام عليه السلام را ندارند جز اينكه در مكه به آن پيشواى نجاتبخش مى پيوندند و زير پرچم او قرار مى گيرند.
آرى ! امـام مـهـدى عـليـه السلام از مكه با اين شمار از فداكاران آگاه و باايمان خارج مى گـردد امـا روشـن اسـت كـه در مـسـير كوفه و در مدت اقامت آن حضرت در كوفه ، ميليونها انسان شيفته حق و عدالت به او مى پيوندند و دست بيعت به آن گرامى مى دهند.
بـنـابراين ما نمى توانيم آمار عظيم ارتش گران و ياران بى شمار و آگاه و باايمان آن حـضـرت را در نـظـر بـگيريم ، اما همين مقدار مى توانيم بگوييم كه هر انسانى كه بدان پـيـشـواى بـزرگ هـدايـت و نـجـات ، ايـمـان آورد و توان به دوش كشيدن سلاح را داشته بـاشـد، او از افـراد ارتـش مـهـدى عـليـه السـلام اسـت و هـنـگـامـى كـه فـرمـانـدهـى كـل ، فـرمـان قـيـام و بـسـيـج عـمـومـى دهـد، تـمـامـى قـشـرهـا و توده هاى مردم در هر سن و سـال و هـر سـطـح و شـرايـطـى ، در پـاسـخـگويى به نداى ملكوتى آن حضرت و انجام دسـتـورات او بـر يـكديگر سبقت مى گيرند و آن را مسابقه در نيكيها مى شمارند كه ما در اين مورد در آينده نيز بحث خواهيم داشت .
از نظر علما لحظه ظهور امام زمان - عجل الله فرجه - و روز ظهور آن حضرت را کسي جز خدا نمي داند ، بعضي از مفسرين ما به آيه شريفه 187 سوره اعراف استناد مي کنند . البته روايات زيادي هم در اين رابطه وجود دارد که جز خدا کسي نمي داند که امام زمان - عجل الله فرجه - کي ظهور خواهد کرد .
( يسئلونک عن الساعه أيان مرسيها قل إنما علمها عند ربي) ؛ (1) « درباره قيامت از تو سوال مي کنند ، کي فرا مي رسد ؟ ! بگو : عملش فقط نزد پروردگار من است ».
البته مفسران اين آيه را در مورد وقوع قيامت مي دانند ، لکن بعضي از مفسران درباره ي ساعت قيام امام زمان (ع) هم تفسير کرده اند . به هر حال آنچه از اين آيه بر مي آيد اين است که زمان اين ساعت را کسي نمي داند .

طرح يک سوال

اعلام اذن ظهور
پی نوشت:
1. سوره اعراف ، ِآيه 187.
2. بحارالانوار : ج 311/52.
3. بحارالانوار : 389/52.
4. يعني وحي نبوت و شريعت با ارتحال پيامبر خاتم پايان پذيرفته ، بعد از او بر هيچ کسي به صورت شريعت و نبوت وحي نمي آيد ،اما اين وحي از نوع ديگر است.
5. بحارالانوار: 311/52.

یکی از نکات جالب توجه در قرآن، وجود توالی زمانی در آیات شریفه است. خداوند متعال که صاحب کل عقل میباشد بسیار حکیمانه سخن میگوید و نظم و ترتیب در کلام او؛ قرآن به چشم میخورد. وقتی به آیات مربوط به قیامت و بهشت و جهنم مینگریم معمولا ترتیبی زمانی در آنها مییابیم. ابتدا قیامت و حوادث مربوط به آن بیان میشود و سپس بهشت یا جهنم ذکر میگردد. براي مثال به آيه 185 سوره آل عمران نگاه كنيم:
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ
هر كسي مرگ را ميچشد؛ و شما پاداش خود را بطور كامل در روز قيامت خواهيد گرفت؛ آنها كه از آتش (دوزخ) دور شده، و به بهشت وارد شوند نجات يافته و رستگار شدهاند و زندگي دنيا، چيزي جز سرمايه فريب نيست!
در اين آيه ابتدا مرگ و سپس قيامت مطرح ميشود و پس از قيامت، جهنم و بهشت ذكر ميگردد. همچنين در سوره تغابن آيات 9 و 10 اين موضوع به چشم ميخورد :
يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحًا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُدْخِلْهُ جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَدًا ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ
اين در زماني خواهد بود كه همه شما را در روز اجتماع [= روز رستاخيز] گردآوري ميكند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيماني)! و هر كس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را ميبخشد و او را در باغهايي از بهشت كه نهرها از زير درختانش جاري است وارد ميكند، جاودانه در آن مي مانند؛ و اين پيروزي بزرگ است!
وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ خالِدينَ فيها وَ بِئْسَ الْمَصيرُ
اما كساني كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند اصحاب دوزخند، جاودانه در آن ميمانند، و (سرانجام آنها) سرانجام بدي است!
در اين آيه نيز به ترتيب ابتدا قيامت و سپس بهشت و جهنم عنوان ميگردد. (1) اما در برخی از آیات ماجرا به گونهای دیگر است. در سوره انعام آيه 125 خداوند ميفرمايد
فَمَنْ يُرِدِ اللّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِْلإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَي الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ
آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينهاش را براي (پذيرش) اسلام، گشاده مي سازد؛ و آن كس را كه بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سينهاش را آنچنان تنگ ميكند كه گويا ميخواهد به آسمان بالا برود؛ اين گونه خداوند پليدي را بر افرادي كه ايمان نميآورند قرار ميدهد!
سپس در آيه 126 ميفرمايد
هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقيمًا قَدْ فَصَّلْنَا اْلآياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ
و اين راه مستقيم پروردگار توست؛ ما آيات خود را براي كساني كه پند ميگيرند، بيان كرديم!
هر کس را که خداوند بخواهد هدایت کند به او شرح صدر عطا میکند، در اینصورت چنین فردی تسلیم خواهد بود و در برابر دستورات خداوندی مقاومت نمیکند. جایگاه چنین فردی را خداوند در آيه 127 بیان میکند:
لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
براي آنها (در بهشت) خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود؛ و او، ولي و ياور آنهاست بخاطر اعمال (نيكي) كه انجام ميدادند.
خداوند در اين آيه از بهشت صحبت ميكند و در آيه بعد يعني 128 سوره انعام خداوند ميفرمايد:
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَميعًا
در آن روز كه (خدا) همه آنها را جمع و محشور ميسازد.
يعني در این آیه از قيامت صحبت ميشود. در واقع بعد از بهشت، از قيامت سخن به ميان ميآورد. در حاليكه ما ميدانيم ابتدا قيامت بر پا ميشود افراد حساب و كتاب شده سپس به بهشت يا جهنم برده ميشوند. چگونه است که دارالسلام (بهشت نام برده شده در انعام 127) قبل از قيامت عنوان شده است ؟ وقتي بررسي بيشتري در قرآن به عمل ميآوريم به آيات ديگري در اين رابطه برميخوريم. در سوره يونس آيه 25 خداوند بار ديگر در مورد دارالسلام سخن ميگويد(در قرآن عبارت دارالسلام فقط در این دو آیه آمده است).
وَ اللّهُ يَدْعُوا إِلي دارِ السَّلامِ وَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلي صِراطٍ مُسْتَقيمٍ
و خداوند به سراي صلح و سلامت دعوت ميكند؛ و هر كس را بخواهد (و شايسته و لايق ببيند)، به راه راست هدايت مينمايد.
در این آیه سوره یونس خداوند به دارالسلام دعوت ميكند و درآيات 26و27 جاودان بودن خوبان در بهشت و سپس جاودان بودن بدان در جهنم مطرح ميشود،
لِلَّذينَ أَحْسَنُوا الْحُسْني وَ زِيادَةٌ وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ
كساني كه نيكي كردند، پاداش نيك و افزون بر آن دارند؛ و تاريكي و ذلّت، چهرههايشان را نميپوشاند؛ آنها اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند.
وَ الَّذينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اللّهِ مِنْ عاصِمٍ كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ
امّا كساني كه مرتكب گناهان شدند، جزاي بدي بمقدار آن دارند؛ و ذلّت و خواري، چهره آنان را ميپوشاند؛ و هيچ چيز نميتواند آنها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (چهرههايشان آنچنان تاريك است كه) گويي با پارههايي از شب تاريك، صورت آنها پوشيده شده! آنها اهل دوزخند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند!
اما در آیه 28 خداوند به قیامت میپردازد(به همان صورت که در آیه 128 سوره انعام آمده است).
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَميعًا ...
به آخرالزمان چگونه نگاه کنیم؟
آنچه که امروز بسیاری از دانشمندان و محققان داخلی و خارجی، با هر مذهب و گرایش فکری به آن میپردازند ماجراهای آخرالزمان و فرجام زمین است. هر یک از آنان با اتکا به تعلیم و تربیت اخذ شده و منابع در دسترس کوشیده است چهرهای از کره زمین در آخرالزمان ترسیم کند، اما به دلیل تفاوت در منابع و میزان درک مختلف و توان برداشت غیر یکسان از آن منابع، تصاویری گوناگون و بعضا متناقض با یکدیگر از وضعیت زمین در آخرالزمان به دست میآید. معیار ما برای سنجش صحت و سقم تحلیلهای انجام شده پیرامون آنچه در آخرالزمان رخ میدهد چه باید باشد؟ چنانچه گذشت، با توجه به کثرت آیات موجود در قرآن درباره آخرالزمان و همچنین تعداد زیاد روایاتی که به توصیف وقایع آخرالزمان میپردازند به نظر میرسد تصویری از آخرالزمان صحیحتر است که با قرآن و احادیث منطبقتر باشد.
برای به دست آوردن تحلیلی صحیح در مورد آخرالزمان باید به قرآن و روایات رجوع کرد و در این مسیر باید از هرگونه پیشداوری و اعمال سلیقه شخصی خودداری نمود. دخیل نمودن نظر شخصی مبتنی بر برداشت نادرست منجر به نادرستی تصویر به دست آمده از آخرالزمان میشود. باید در ابتدا منظر ما نسبت به آخرالزمان و ظهور امام زمان عج اصلاح گردد تا در فضای فکری مناسب، مفاهیم گوناگون مربوط به آخرالزمان و ظهور، صحیح نگریسته شود. نوع نگاه ما به ظهور و حال وهوای حاکم بر ذهن ما که از درون آن به ظهور توجه می شود باید بر آیات قرآن منطبق باشد. نمی توان با فضای فکری دنیوی و معلومات و احساسات اینزمانی به تحلیل وقایع آخرالزمان پرداخت. به عنوان مثال آیا اینکه ابزارهای امام زمان عج و یارانشان را در زمان ظهور به ابزارهایی تکنولوژیک و امروزی تعبیر کنیم رفتار درستی است؟ فضایی که در آخرالزمان بر زمین حاکم است در قرآن چگونه توصیف میشود؟ جایگاه تکنولوژی و قوانین دنیا در آن زمان چیست؟ آیا در آخرالزمان و پس از ظهور فقط انسانها بر روی زمین زندگی میکنند یا مخلوقات دیگری هم همراه انسان ها هستند، و در مجموع چند دسته موجودات در آن زمان وجود دارند؟ باید با منظری به آخرالزمان نگاه کرد که مفاهیم، اشیاء و افرادی که در آن زمان نقش دارند صحیح شناخته شوند و تحلیل ارائه شده جامع باشد.
بهشت ظهور
برای به دست آوردن تصویری دقیق از آخرالزمان و آنچه پس از ظهور واقع میشود باید ابتدا تمام آیاتی از قرآن را که به امام زمان عج و آخرالزمان میپردازند و اصطلاحاً آیاتالمهدی عج نامیده میشوند جمعآوری و احصاء نمود. برخی از این آیات خود گویای آخرالزمان هستند و برخی دیگر با توجه به احادیث ذیل آنها جزو آیاتالمهدی عج شمرده میشوند. با بررسی این آیات و با برداشتهایی که منطبق با احادیث اهلبیت ع است به دست میآید که فضای حاکم بر زمین در آخرالزمان و فضای حاکم بر زمین پس از ظهور، بسیار با آنچه تصور میشود متفاوت است. قرآن تبیاناً لِکُلِّ شَیء است، تبیین همه چیز در قرآن آمده است. خداوند در قرآن آنچه را که پس از ظهور امام زمان عج و برپایی حکومت حقه واقع میشود چگونه توصیف میکند؟
با بررسی آیاتالمهدی عج متوجه میشویم که خداوند از وضعیت دنیا پس از ظهور امام زمان عج و برپایی مُلک ایشان با لفظ جنت و بهشت یاد میکند. بهشتی که نه تنها زمین بلکه آسمانها را نیز دربر میگیرد.
خداوند در سوره آلعمران آیه 133 میفرماید
وَ سارِعُوا إِلي مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ
و شتاب كنيد براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتي كه وسعت آن، آسمانها و زمين است؛ و براي پرهيزگاران آماده شده است.
خداوند در این آیه از بهشتی سخن میگوید که در پهنه آسمانها و زمین برپا میشود. این بهشت در چه زمانی میتواند باشد؟ مسلما این بهشت هماکنون برپا نیست چرا که در این آیه زمین نیز جزو این بهشت شمرده شده است اما در این زمان چنین بهشتی را روی زمین سراغ نداریم. آیا این بهشت مربوط به قیامت و یا بهشت پس از قیامت است؟ طبق آیات قرآن میدانیم که با برپایی قیامت، آسمانها و زمین دگرگون میشوند، پس این بهشت نمیتواند مربوط به قیامت و یا پس از قیامت باشد. در حدیثی امیرالمؤمنین ع در مورد آیه
وَ أَمَّا الَّذينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدينَ فيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ إِلاّ ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ(هود108)
امّا آنها كه خوشبخت و سعادتمند شدند، جاودانه در بهشت خواهند ماند، تا آسمانها و زمين برپاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد! بخششي است قطع نشدني!
میفرمایند
يَعْنِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ قَبْلَ الْقِيَامَةِ، فَإِذَا كَانَتِ الْقِيَامَةُ بُدِّلَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْض
يعني پيش از قيامت، در [بهشتِ] آسمان ها و زمين اند؛ و زماني كه قيامت ميشود، آسمان ها و زمين [به فضايي ديگر] تبديل مي شود.*
چنانچه گذشت طبق آیه 133 سوره آلعمران این بهشت در پهنه آسمانها و زمین برپا میشود.
بنابراین تنها زمانی که در آن، در وسعت آسمانها و زمین میتواند بهشتی به وجود بیاید، دوران پس از ظهور امام زمان عج و در دوران مُلک اهلبیت ع است. مُلک امام زمان عج پس از ظهور، بهشتگونه خواهد بود.
|
|
بنا بر اکثر روایات شیعه، حجت بن حسن در ۱۵ شعبان سال ۲۵۵ هجری در سپیده دم روز جمعه در شهر سامرا واقع در عراق امروزی، دیده به جهان گشود.[۲] شیعیان زادروز او را که «نیمهٔ شعبان» خوانده میشود جشن میگیرند.
اختلاف در تاریخ تولد ایشان بین سالهای ۲۵۴، ۲۵۶، ۲۵۷ ه.ق در ۸ شعبان، ۲۳ رمضان یا ۱۹ ربیع الاول میباشد.[۳] بعضی این اختلافات ازجمله در تاریخ تولد را بدلیل وجود حالت تقیه درآن سالها میدانند که اطلاعات تفصیلی مربوط به آن حضرت، تاریخ تولد و حتی نام وی تا سالها از عامه مردم مخفی نگه داشته میشد.[۴]
پس از مرگ محمد عسگری، چون مردم از ایشان فرزندی را نمیشناختند بنا را به اتمام امامت گزاردند. اما گروهی به سرکردگی عثمان بن سعید گفتند فرزندی از وی وجود دارد که تابحال در سردابی پنهان بودهاست و امام اوست: «آن امام مرا [عثمان] میان خود و مردم میانجی گردانیده. اگر هر سخنی دارید به من گویید و هر پولی دهید به من دهید.» [۵]
در آن زمان، برادر حسن بن علی العسکری -فردی بنام جعفر بن علی- اعلام کرد که برادرش هیچگاه فرزندی نداشتهاست. وی بعدها در میان شیعیان به جعفر کذّاب شهرت یافت.[۶]
در حدیثی از محمد پیامبر اسلام، نقل شدهاست که مضمون آن چنین است: «مهدی از نسل من است. نام او همنام من و کنیه اش هم کنیه من است...»[۷]
برخی از شیعیان از بردن نام اصلی وی «محمد» ابا میکنند و هنوز با «م.ح.م.د» از وی یاد میکنند و دلیل انرا عدم توانایی در به جا اوردن حق احترام او در زمان غیبت میدانند، همانطور که اوردن نام او را در زمان غیبت حرام میدانند؛ البته بسیاری نیز این منش را حاصل عمل به احادیثی میدانند که از جو شدید تقیه یا خفقان علی الخصوص از عصر پدر وی حسن بن علی العسکری و پس از آن از عصر غیبت صغری و غیبت کبری باقی ماندهاست.[۸]
شیعیان از او با القابی همچون حجّت، قائم، منتظَر، حجة ابن الحسن، قائم آل محمد، بقیةالله، ولی عصر، صاحب الزّمان، خلف و... نام میبرند که مشهورترین آنها مهدی است.[۹]
ابن خلکان مینویسد: «لقب معروف او حجّت است. شیعه همو را منتظر و قائم مهدی میداند.» و محدث نوری ۱۸۲ لقب او را از متون اسلامی گرد آورده که هر کدام بر فضیلتی از فضایل او دلالت دارد.[۱۰]
پدر وی «حسن بن علی العسکری» بود. وی بدلیل حساسیت خلفای عباسی معاصر در میان پادگان نظامی تحت محافظت شدید بود، بهمین دلیل شیعیان او را با لقب «عسکری» (لشگری) میشناسند.
مادر وی نرجس که در میان شیعیان بنام نرجس خاتون مشهور است. برخی از روایات رسیده حاکی از آنست که نرجس خاتون حتی تا زمان نزدیک به وضع حمل، هیچگونه نشان ظاهری از حالات بارداری نداشتهاست.
از دیگر القاب او حجت، قائم و خلف صالح است که مشهورترین آنها مهدی میباشد.
از دیدگاه شیعیان دوران امامت وی به سه دوره غیبت صغری، غیبت کبری و ظهور تقسیم میشود.
«غیبت» به معنای ناپیدا بودن در مقابل «ظهور» است ولی «ناپدید بودن» در مقابل «حضور» نیست. بنا بر اعتقاد شیعیان غیبت دورهای است که امام در میان مردم ظهور ندارد و به دو دوره غیبت صغری(کوچکتر)و غیبت کبری(بزرگتر) تقسیم میشود و با ظهور امام به پایان میرسد.
هانری کربن در توضیح معنای امام غایب میگوید:«صاحب الزمان عنوان ویژه امام غایب است. کسی که برای حواس ظاهری ناپیدا، ولی حاضر در قلب مومنان است.»[۱]
در روایات شیعه، شدیدا شیعیان را از تعیین وقت ظهور مهدی برحذر داشتند، و به تعیین کنندهگان وقت ظهور نسبت دروغگو دادهاند. [۱۲]
القاب
مهدی در لغت به معنای «هدایت شده» است و در اصطلاح مسلمانان کسی است که پیامبر وعده داده در آخرالزمان ظهور میکند و دین را دوباره احیا میکند.
از آنجایی که شیعیان ایشان را حجت خدا در بین مردم میدانند لقب حجت برای وی برگزیده شدهاست.
منتظر به فتح "ظ" به معنای کسی است که انتظارش را میکشند . واز انجایی که مسلمانان در انتظار ظهور حجت بن حسن هستنداین لقب به وی داده شدهاست.
منابع